اعتراض

خرید بک لینک

از کنارِ مرد چهار شانه و برافروخته ای که کنار ورودی کلاس همکارم ایستاده است رد میشوم

به نظر میرسد موضوع خاصی او را اینچنین بر آشفته کرده باشد!!

کنار آبسردکن یک لیوان آب برای خود میریزم و گوشهایم را تیز میکنم

مرد در میزند و کمی کنار می ایستد

همکارم در را باز کرده و از لای در با او سلام و احوال میکند

(عجیب است !!تقریبا این کار هر روز خانمش بود که به کوچکترین بهانه ای به مهد بیاید اما

اینبار مرد بجای او آمده است )

مرد عوضِ جواب دادن ،سر مسئله ای که دیروز اتفاق افتاده شروع به بحث میکند

صدای کم توان همکارم که هنوز به خوبی یاد نگرفته چطور در این زمینه از خودش دفاع کند ،

وسوسه ام میکند به مداخله ولی با خود میگویم :

چند ماه گذشته ودیگه وقتشه خودش به تنهایی از پس این مشکلات جزئی کلاسش بر بیاد

لیوان را جای مناسبی میگذارم و قصد میکنم به کلاس برگردم که شنیدن این جمله زننده توسط مرد

که باصدای نیمه بلند ادا میشود،بر جامیخکوبم میکند:

_تو یک معلم (نقطه چین) و ( نقطه چین ) هستی

با عصبانیت از این نحوه ی برخورد؛ جلوی مرد قرار میگیرم و با اخمی که پهنای صورتم را در بر گرفته میگویم :

آقااااااا این چه طرز صحبت کردنه !!!!! مودب باشید لطفا ...بفرمایید تو دفتر باهم صحبت کنیم

بی توجه به من به پرخاشگریهایش نسبت به همکارم ادامه میدهد

همکارم برافروخته دست وپای زبانش را گم کرده و ملتمسانه نگاهم میکند

در کلاس را با کسب اجازه از همکارم به رویش میبندم و با جدیت رو به مرد میگویم :

شما حق نداری جلوی دانش آموزا اینطوری با معلمشون برخورد کنی .اگه حرف حسابی هست به من بگید

والا از همین راهی که اومدید برگردید و هر وقت آروم شدید برگردید

_ تو که نمیدونی چه اتفاقی افتاده ؟!

_خیله خب !شما توضیح بدید تا منم در جریان باشم

راهنمایی اش میکنم به دفتر و او حق به جانب وارد شده و مینشیند

من سراپا گوش می شوم

کیف عروسکی دخترش را نشانم داده و میگوید :

دختر من چرا باید سر دعوا با همکلاسیش بند کیفش پاره بشه ؟مگه معلم نباید حواسش به دانش آموزشش باشه ؟ اگه خدای نکرده بجای پاره شدن بند کیفش خودش آسیب میدید چه جوابی میدادید ؟

_ حالا که شکر خدا اتفاقی نیفتاده و ان شالله هرگز نیفته

من بابت پاره شدن بند کیف دخترتون متاسفم...اما این تقصیر معلمش نیست

اون وقتی کاری بیرون از کلاس براش پیش بیاد مجبوره چند دقیقه بچه ها رو تنها بزاره تا به کارش برسه و این...

اجازه نمیدهد ادامه دهم و با همان عصبانیت قبل میگوید :

معذرت خواهی شما به چه درد میخوره ؟من دخترم هر روز که میاد خونه شکایت داره...

ما بچه مون رو فرستادیم که اینجا از لحاظ اخلاقی تربیت بشه و دیگه از اینکارا نکنه ولی بدتر شده

کلافه میگویم:

چه انتظاری از ما دارید؟!!!

شما پنج سال تربیت ِ حسانه توسط خودتون رو قبول ندارید !!! اونوقت از ما میخواید با هشت ماه

اونو تغییر بدیم ؟!!

درسته ! ما اینجا روش صحیح رفتارهای اجتماعی رو به بچه ها آموزش میدیم اما در صورتی نتیجه میگیریم

که شما هم ما رو حمایت کنید

سکوت کرده و نگاهش را میدزد

ادامه میدهم :

متاسفانه حسانه خودش برا بقیه دردسر درست میکنه و تو کلاس ناهنجاری ایجاد میکنه و بقیه از دستش شاکی هستن اما اینطور که از برخورد شما ومادرش تو این مدت متوجه شدم مشکلاتش بر میگرده به حمایت بی رویه یِ شما که متوقعانه از کارای نادرست اون دفاع میکنید

حسانه دختر حساسیه و ترس از اینکه تقصیرهاش سبب تنبیه و روگردانی شما ازش بشه

اونو به این نتیجه رسونده که شکایتها رو قبل از اینکه جور دیگه ای به گوشتون برسه به نفع خودش ابراز کنه

شما باید قبول کنید که رفتار خودتون سر منشاء همه ی این مشکلاته و به ناحق دارید با معلمش اینطوری

برخورد میکنید

نباید یک طرفه به قاضی برید و تنها با سندی که حسانه ارائه میده ، معلمش رو بدون اینکه اجازه بدید توضیحی بده ؛ جلو شاگرداش بی احترام کنید

در سکوت گوش میدهد و من همچنان ادامه میدهم :

همین دفعه قبل ، خانومتون با توپ پر تشریف آوردن اینجا

سر این موضوع که دختر من صندلی نداره و تو کلاس روی میز میشینه یا روی زمین و بهش ظلم میشه و از این حرفایی که واقعا هیچ اساسی نداشت !!!

منم خانومتون رو با معلم مربوطه کلاس روبرو کردم و همچنین با کل همکلاسیهاش

وفتی متوجه شد که حسانه بهش دروغ گفته بهم گفت :

راستشو اگه بگم !من این معلم رو قبول ندارم و میخوام دخترم رو ببرم تو کلاس دیگه

این بهانه تراشیها رو لطفا کنار بزارید و به ما اعتماد کنید .اگرم اعتماد ندارید همونطور که بارها و بارها به خانمتون گفتم میتونید تصفیه کنید و پرونده ش رو بگیرید و برای ثبت نام به مهد کودک دیگه ای ببرید

الان این سومین باریه که دختر شما کلاسش رو عوض کرده اما متاسفانه مشکلات همچنان پابرجاست

حسانه به کاراش ادامه میده مادامیکه شما و مادرش مثل کوه از اشتباهاتش حمایت کنید .

یه بند کیفی که با یه دوخت ساده قابل ترمیمه اینهمه جنجال نداره!!!

معلمها هم به این دخالتها و تهمت های بی رویه ی شما و خانمتون اعتراض دارن ...

مثل توپ پر ازبادی که با ادای هر جمله هوای درونش تخلیه شوذ ؛احساس سبکبالی میکنم

مرد نیز آرام شده است ...آنقدر آرام که می ایستد و لبخندکمرنگی میزند

کمی بعد ،بی هیچ حرفی میرود

ذائقه ے اردے بهشت...

ما را در سایت ذائقه ے اردے بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: اعتراض, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی